معين الدين محمد زمچى اسفزارى
90
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
زبان او بعاملان او غير ازين چه توان نوشت ، خليفه گفت : كه چه عاقل مردمانيد شما اى اهل خراسان ؟ « 1 » و شيخ مرحوم مذكور آورده است كه : در كتابى كه به كسى منسوب نبود ديدم كه يكى از فضايل خراسان آنست كه طلوع آفتاب « 2 » كه سبب روشنى عالم ، و واسطه نظام و قوام عناصر و طوايف بنى آدم است از آن جانب است ، و آثار آفتاب از آن روشن ترست كه ببيانى « 3 » حاجت افتد ، كه چون وقت ارتفاع او شود كه اول بهارست همه اشياء را خاصه نباتات و اشجار را به تبعيت او آغاز رفعت و بلندى شود ، و حيوانات را قوتها در جنبش آيد ، و آبها در مجارى روان گردد ، و هوا معتدل شود ، و قوّت طبيعت از گرمى و نرمى كه مادهء حياتست بسيار گردد ، و باز در خزان كه ميل انحطاط كند همه اشيا را تنزّل پيدا آيد و نباتات و اشجار پژمرده و طبايع افسرده گردد ، و ماده مرگ كه سردى و خشكى است قوة گيرند « 4 » ، و نيز در اول روز كه طلوع مىكند انديشههاء خلايق برانگيخته شود ، و مردم باشغال و مهمات خود قيام نمايند ، تا آنگاه كه ميل زوال كند « 5 » و روى بغروب نهد قبضى در دلها و سستى در نشاطها و دشوارى در كارها پديد آيد ، و ازين سبب پادشاهان در آخر روزها شراب و لهو مشغول شوند تا غم و انديشه را كم كند . و حق تعالى مخلوقى از آفتاب عظيمتر و نورانىتر نيافريده است پس محل طلوع و ظهور او را مفاخرت رسد بر محل غروب و افول او . پس همچنانكه روز بر شب و نور بر ظلمت شرف دارد مشرق را بر مغرب فضيلت و مزيت است و برين معنى كه شرف آفتاب خراسان است نام خراسان دليل روشنى است جهت آنكه فرس آفتاب را « خور » گويند و جانب را « سان » « 6 » . و با آنكه خراسان مشرق آفتاب بدين بزرگى است
--> ( 1 ) - مج : مردمانيد شما اى اهل خراسان . مك : مردمانيد شما اهل خراسان . ( 2 ) - مك : طلوع آفتاب كه سبب روشنى . مج : طلوع آفتاب سبب روشنى . ( 3 ) - مج : كه ببيانى . مك : كه بيانى . ( 4 ) - مج : گيرند . مك : گيرد . ( 5 ) - مج : و روى . مك : روى . ( 6 ) - ابن رسته ميگويد :